شعله سرکش

لاله دیدم، روی زیبای توام آمد به یاد

شعله دیدم، سرکشی‌های توام آمد به یاد

سوسن و گل، آسمانی مجلس آراستند

روی و موی مجلس آرای توام آمد به یاد

بود لرزان شعله شمعی در آغوش نسیم

لرزش زلف سمن سای توام آمد به یاد

در چمن پروانه‌ای آمد، ولی ننشسته رفت

با حریفان قهر بی جای توام آمد به یاد

از بر صید افکنی، آهوی سرمستی رمید

اجتناب رغبت افزای توام آمد به یاد

پای سروی، جویباری، زاری از حد برده بود

های های گریه در پای توام آمد به یاد

شهر پر هنگامه از دیوانه‌ای دیدم، رهی

از تو و دیوانگی‌های توام آمد به یاد

رهی معیری دیماه1331

/ 4 نظر / 84 بازدید
سید مجیب

سلام های های گریه در پای توام آمد به یاد [گل]

عذرا

غزل محبوب من .. مخصوصا پای سروی جویباری ..

احمد

سلام فقط همینو میتونم بگم: حاله من دست خودم نیست دلم از کسی گرفته که میخوام براااااااااش بمیرم

معصوم

سلام اين شعر منو ياد يه خاطره مي اندازه كه به محض اينكه وقت كردم اون و مي نويسم البته من اصلاً نمي دنستم از كيه و حتي كاملش هم نشنيدم اما .... چه خاطره هاي اجتناب رغبت افزاي تو هم آمد به ياد ، به نظرم اوج شعر اين جاست