هنر

از پی صاحبنظران است کار

بی خبران را چه غم از روزگار

 

گر شرف عقل نبودی تو را

نام که بردی که ستودی تورا

 

مست مکن عقل ادب ساز را

طعمه گنجشک مده باز را

 

می که حلال آمده در هر مقام

دشمنی طبع تو کردش حرام

 

عقل شرف جز به معانی نداد

قدر به پیری و جوانی نداد

 

دل به هنر ده نه به دنیا پرست

صید هنر باش به هر جا که هست

 

دشمن دانا که پی جان بود

بهتر از آن دوست که نادان بود

 

هرکه در او جوهر دانایی است

بر همه چیزیش توانایی است

 

خاک ز می جز به هنر پاک نیست

وین هنر امروز در این خاک نیست

/ 2 نظر / 6 بازدید
نيلوفر

ایمان بیاوریم ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ های تخیل به داس های واژگون شده بیکار و دانه های زندانی. خوشحال می شم صدای پاتو توی وبلاگم بشنوم منتظرتم

نيلوفر

سلام وبلاگ خيلی جالبی دارين موافقيد با هم تبادل لينک داشته باشيم؟